کارشناسی ارشد مشاوره خانواده، گروه مشاوره،واحد پارس آباد،دانشگاه آزاد اسلامی،دشت مغان، ایران
10.22034/jmp.2026.566244.1163
چکیده
هدف: خانواده به عنوان نخستین و بنیادیترین نهاد اجتماعی، نقش کلیدی در شکلگیری شخصیت، رشد عاطفی و اجتماعی کودکان ایفا میکند. در این میان، والدین و به ویژه مادران، با ایجاد محیطی امن و پذیرنده، زمینه رشد سالم روانی فرزندان خود را فراهم میآورند. اما زمانی که کودک دچار اختلالات روانی میشود، این تعادل ظریف به شدت مختل شده و خانواده با چالشهایی پیچیده مواجه میگردد که نه تنها بر کودک، بلکه بر کلیت سیستم خانوادگی تأثیرگذار است. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) بر الگوهای ارتباطی مادران دارای فرزند مبتلا به اختلال اضطراب جدایی بوده است. روش: روش پژوهش، توصیفی از نوع نیمه آزمایشی پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل با پیگیری دوماه بود. جامعه آماری شامل مادران دارای فرزند دارای اضطراب جدایی مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر اصفهان در سال ۱۴۰4 بودندشامل 30 مادر دارای فرزند مبتلا به اضطراب جدایی بود که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و در دو گروه ازمایش و کنترل به صورت تصادفی جایگزین شدند ابزار گردآوری دادهها مقیاس رابطه والد-کودک (CPRS) که توسط پیانتا (1992)و مداخله درمانی ACT در قالب هشت جلسه گروهی ۶۰ دقیقهای برای مادران گروه آزمایش و یک بار در هفته بر روی گروه آزمایش اجرا گردید. دادههای جمعآوریشده با استفاده از روشهای آماری تحلیل تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و نرمافزار SPSS نسخه 24 تحلیل شدند.(05/0<P). نتایج: نتایج به دست امده نشان داد درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر سه الگوی ارتباطی در کل مراحل مطالعه معنادار است(05/0>P). همچنین، اثر متقابل گروه و زمان در هر سه مؤلفه معنادار بود (05/0>P). این یافته نشاندهنده اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر بهبود الگوهای ارتباطی در مراحل پسآزمون و پیگیری، در مقایسه با گروه کنترل، است. نتیجه گیری: تمرکزدرمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر عمل متعهدانه و هدفمند، مادران را قادر میسازد تا رفتارهای ارتباطی خود را بر اساس اهداف بلندمدت و ارزشهای شخصی شکل دهند نه بر اساس واکنشهای آنی به احساسات یا فشارهای لحظهای، که این امر منجر به ثبات و پیشبینیپذیری بیشتر در الگوهای ارتباطی آنان میشود.